خرید بک لینک
دوچیزسوِِءتفاهم می آورد:
گفتن
و
نگفتن
(مایاماناس)
---------------
مجموعه های چاپ شده:
1. حیرت بر هٍی دویدن به نرسیدن
(چاپ 83انتشارات "طاق بستان")
2. ماياماناس
(نشراينترنتي "هشتاد")
---------------------------------
مجموعه های آماده ی چاپ:
1. ضميرضمايم :او
ولي حيف غايب است
2. به دو لب هايم آن قدر مشكوكم
كه به گوش هايت
----------------------

برچسب: نویسنده: مهران نیکنام تاريخ: جمعه 15 دی 1396 ساعت: 18:44

دوچیزسوِِءتفاهم می آورد:
گفتن
و
نگفتن
(مایاماناس)
---------------
مجموعه های چاپ شده:
1. حیرت بر هٍی دویدن به نرسیدن
(چاپ 83انتشارات "طاق بستان")
2. ماياماناس
(نشراينترنتي "هشتاد")
---------------------------------
مجموعه های آماده ی چاپ:
1. ضميرضمايم :او
ولي حيف غايب است
2. به دو لب هايم آن قدر مشكوكم
كه به گوش هايت
----------------------

برچسب: نویسنده: مهران نیکنام تاريخ: دوشنبه 11 دی 1396 ساعت: 11:49

دوچیزسوِِءتفاهم می آورد:
گفتن
و
نگفتن
(مایاماناس)
---------------
مجموعه های چاپ شده:
1. حیرت بر هٍی دویدن به نرسیدن
(چاپ 83انتشارات "طاق بستان")
2. ماياماناس
(نشراينترنتي "هشتاد")
---------------------------------
مجموعه های آماده ی چاپ:
1. ضميرضمايم :او
ولي حيف غايب است
2. به دو لب هايم آن قدر مشكوكم
كه به گوش هايت
----------------------

برچسب: نویسنده: مهران نیکنام تاريخ: دوشنبه 11 دی 1396 ساعت: 11:49

به مریمی که فروتنیش حدود کائنات را وسعت داد او که الماس چشم هایش زمین را از نور نئون بی نیاز می کرد و تنانگیش زنانگی و مردانگی را پس ِ پشت می انداخت مریم باکره ئی که بی هیچ پوششی حتا محجبه از هر چشم هیز می نمود : "حجاب" شایدم یعنی : به "دید / دیده" در نیامدن و "محجب / محجبه" هم شاید : به "دید / دیده" در "نیامد / نیامده" "ابا به تن / چادر به سر" ، "کرده / رفته" هم شاید : در مام وطن به "چشمه / چشم" ، "نیاید / نیایده" اما : در "نا - مام / نا - وطن" شاید : "زیادی / زیاده" از حد و سرحدات هم بل که به چشم "بیاید / بیایده" پس "پوشش / پوششه" شاید این گونه نیست که : همیشه هم "حجاب / حجابه" است گاهی هم شاید : "بی حجاب / بی حجابه" است و فرد با "پوشش / پوششه" هم شاید این گونه نیست که: همیشه محجب / محجبه است (مایاماناس.شاباد96) مریم میرزاخانی برنده عالیترین جایزه ریاضی دنیا پروفسور مریم میرزاخانی به عنوان نخستین زن ریاضی دان جهان موفق به دریافت مدال فیلدز شد. مدال «فیلدز» که به عنوان عالیترین جایزه علمی رشته ریاضیات شناخته میشود، هر چهار سال یک بار به برترین ریاضیدانان جوان (زیر ۴۰ سال) اعطا میشود. میرزاخانی استاد ۳۷ ساله دانشگاه استنفورد که متولد تهران است، به دلیل تحقیقات برجستهاش در حوزههندسه و نظریه ارگودیک امروز مدال فیلدز ۲۰۱۴ را در کنگره بینالمللی ریاضیات که در س

برچسب: نویسنده: مهران نیکنام تاريخ: دوشنبه 11 دی 1396 ساعت: 11:49

دوچیزسوِِءتفاهم می آورد:
گفتن
و
نگفتن
(مایاماناس)
---------------
مجموعه های چاپ شده:
1. حیرت بر هٍی دویدن به نرسیدن
(چاپ 83انتشارات "طاق بستان")
2. ماياماناس
(نشراينترنتي "هشتاد")
---------------------------------
مجموعه های آماده ی چاپ:
1. ضميرضمايم :او
ولي حيف غايب است
2. به دو لب هايم آن قدر مشكوكم
كه به گوش هايت
----------------------

برچسب: نویسنده: مهران نیکنام تاريخ: دوشنبه 11 دی 1396 ساعت: 11:49

دوچیزسوِِءتفاهم می آورد:
گفتن
و
نگفتن
(مایاماناس)
---------------
مجموعه های چاپ شده:
1. حیرت بر هٍی دویدن به نرسیدن
(چاپ 83انتشارات "طاق بستان")
2. ماياماناس
(نشراينترنتي "هشتاد")
---------------------------------
مجموعه های آماده ی چاپ:
1. ضميرضمايم :او
ولي حيف غايب است
2. به دو لب هايم آن قدر مشكوكم
كه به گوش هايت
----------------------

برچسب: نویسنده: مهران نیکنام تاريخ: دوشنبه 11 دی 1396 ساعت: 11:49

کجادانندحال ماسبکباران ساحل ها ... (حافظ) نهنگی که در ساحل تقلا می کند برای دیدن کسی نیامده است ... (گروس عبدالمالکی) مُلک ِ مشاع ِ ما همین ساحل است نازنین ! "کجا دانند حال ِ ما ... " ؟ تو در تقلای ساحلی ُ من تقلائی ِ در ساحل اَم نه ... نه... "نهنگی که در ساحل تقلا می کند برای دیدن کسی نیامده است ..." (مایاناک) + نوشته شده در ساعت توسط حمیدسیلویدی |

برچسب: نویسنده: مهران نیکنام تاريخ: دوشنبه 11 دی 1396 ساعت: 11:49

آلن دباتن: فلسفهای ملایمتر و مهربانتر از موفقیت آلن دباتن ایدهایمان در مورد موفقیت و شکست را میسنجد – و فرضهایی که بستر قضاوت بین این دو هستند را برسی میکند. آیا موفقیت همیشه بدست میآید؟ شکست چطور؟ او شیوهای شیوا و شوخ را برای گذر از ظاهربینی میسازد تا لذت حقیقی را در کارمان بیابد. ۰۰:۱۱ برای من به طور معمول این بحران های کاری اتفاق میفته اغلب در یک بعد از ظهر یکشنبه درست هنگامی که خورشید شروع به غروب کردن می کنه و شکاف بین امید های شخصی من و حقیقت زندگیم، به شکلی دردناک عمیق تر می شود که معمولا به گریه برروی یک بالش ختم می شود من به همه اینها اشاره میکنم من همه اینها را ذکر میکنم چون فکر میکنم این صرفا یک مشکل شخصی نیست. شما ممکن است فکر کنید من در این مورد اشتباه میکنم. ولی فکر میکنم که ما در یک دوره زندگی میکنیم که زندگیهامون مرتبا با بحران های کاری نشانه گذاری میشوند، در لحظه هایی که فکر میکردیم می دونیم، درباره زندگی هامون , درباره کارهامون به شکلی تهدید آمیز از واقعیت برخورد می کنیم ۰۰:۴۷ شاید حالا ساده تر از هر زمانی در گذشته می شود خوب زندگی کرد. شاید هم از هر زمانی در گذشته مشکل تر باشد، که آرام بود، تا از اضطراب کاری رها بود. اگه بشه الان میخوام نگاه کنم, به بعضی از دلایل که چرا ما ممکن است درباره کارهامون احساس نگرانی کنیم. چرا ممکن است قربانی این بحران

برچسب: نویسنده: مهران نیکنام تاريخ: دوشنبه 11 دی 1396 ساعت: 11:49

صفحه بندی